مشابه

مشابه

Moshabe
مشابه

مشابه

Moshabe

دانلود تعیین رابطه و سهم پیش بینی کنندگی تاثیر هوش معنوی و عمل به باورهای دینی بر تنظیم هیجان شناختی در زنان باردار


تعیین رابطه و سهم پیش بینی کنندگی تاثیر هوش معنوی و عمل به باورهای دینی بر تنظیم هیجان شناختی در زنان باردار

تعیین رابطه و سهم پیش¬بینی¬کنندگی تاثیر هوش معنوی و عمل به باورهای دینی بر تنظیم هیجان شناختی در زنان باردار

دانلود تعیین رابطه و سهم پیش بینی کنندگی تاثیر هوش معنوی و عمل به باورهای دینی بر تنظیم هیجان شناختی در زنان باردار

هیجان
 روانشناسی
 هیجان شناختی
 باردار
 باورهای دینی
دسته بندی روانشناسی و علوم تربیتی
فرمت فایل doc
حجم فایل 451 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 127

دانلود پایان نامه

با موضوع

 تعیین رابطه و سهم پیش­بینی­کنندگی تاثیر هوش معنوی و عمل به باورهای دینی بر تنظیم هیجان شناختی در زنان باردار.

 

فایل بصورت ورد

تعداد صفحات:

127

در زیر بخش هایی از فایل دانلودی را مشاهده میفرمایید:

 

فصل اول

کلیات پژوهش

 

 

 

 

 

 

 

فصل اول: کلیات پژوهش

1-1- مقدمه

تنظیم هیجان نقش مهمی در سازگاری ما با وقایع استرس­زای زندگی دارد. یکی از راهبردهای نظم­جویی هیجان، تنظیم هیجان شناختی است، که دلالت بر شیوه شناختی دستکاری اطلاعات فراخواننده هیجان دارد. نتایج پژوهش­ها ­نشان می­دهند که ظرفیت افراد در تنظیم مؤثر هیجان شناختی بر بهزیستی روانشناختی، جسمانی و بین­فردی تأثیر می­گذارد. از آنجایی که اثربخشی فردی در تنظیم هیجان شناختی و شناسایی عوامل زیربنایی مؤثر در آن امری اساسی به شمار می­رود و انسان موجودی زیستی، روانی، اجتماعی و معنوی است، در بررسی مسائل مربوط به او و دست­یابی به نتایج دقیق و جامع، نیازمند بررسی تک­تک این ابعاد بر مساله مورد بررسی و سپس برنامه­ریزی جهت ایجاد تغییر بهینه است. بنابراین در پژوهش حاضر می­خواهیم به بررسی رابطه تنظیم هیجان شناختی، هوش معنوی و عمل به باورهای دینی در زنان باردار بپردازیم زیرا بهداشت روانی زنان در این دوره اهمیت دوچندان می­یابد و در سلامت جسمانی و روانی مادر و جنین نقش بسزایی دارد. در این فصل به بیان مسئله، ضرورت و اهمیت پژوهش، هدف­ها و سؤالات پژوهش و تعریف نظری و عملیاتی متغییرها با هدف شناخت بیشتر موضوع خواهیم پرداخت.

 

1-2- تعریف موضوع و بیان مسأله

تنظیم هیجان، مؤلفه­های تحولی و پیامدهای آن موضوعی است که به موازات توجه مجدد به هیجانات، اهمیت و تفسیر جدیدی پیدا کرده و در زمینه­های متعدد دیگری چون رشد شناخت بر خود، رشد شناخت و گویایی، و تکامل دستگاه عصبی– فیزیولوژیک گسترش یافته است. منظور از تنظیم هیجان گماشتن افکار و رفتارهایی است که به عملکرد هر چه بهتر در زندگی بینجامد (امین­آبادی، دهقانی و خداپناهی، 1390). در دیدگاه سازمانی، پاسخ­های هیجانی قابلیت انعطاف دارند و قالبی نیستند، حساس به موقعیت­هایند، با سرعت در برابر شرایط تغییر می­کنند، به نحوی که کنش­وری سازنده ارگانیسم زنده بتواند در سطح بالاتری تنظیم شود و فرآیندهای تنظیم­گر هیجانات­اند که می­توانند این امور را انجام دهند. فقدان توانایی تنظیم هیجان می­تواند منجر به برانگیختگی­های هیجانی زیان آور، ناسازگاری و عدم هدایت هیجان­ها شود و بدین ترتیب مانع از داشتن توانایی عملکردی سازش یافته و شایسته گردد (گرنفسکی و کریج، 2006).

هنگامی که فرد با یک موقعیت هیجانی روبرو می­شود، احساس خوب و خوش بینی برای کنترل هیجان کافی نیست بلکه وی نیاز دارد که در این موقعیت­ها بهترین کارکرد شناختی را نیز داشته باشد (رضوان، بهرامی و عبدی، 2006). در اصل در تنظیم هیجان به تعامل بهینه­ای از شناخت و هیجان جهت مقابله با شرایط منفی نیاز است (اکنر و گراس، 2005). زیرا انسان­ها با هر چه مواجه می­شوند آن را تفسیر می­کنند و تفسیرهای شناختی تعیین­کننده واکنش­های افراد است (عبدی، باباپور و فتحی، 1389).

پژوهش­ها نشان داده­اند که طبقه قدرتمندی از تنظیم هیجان شامل راه­های شناختی اداره اطلاعات هیجانی تحریک­کننده است (اکنر و گراس، 2005). تغییر در هر کدام از بخش­های مختلف عملکرد سیستم­های شناختی، از قبیل؛ حافظه، توجه و هوشیاری موجب تغییر خلق می­شود. بنابراین نمی­توان نقش تنظیم هیجان شناختی را در سازگاری افراد با وقایع استرس­زای زندگی نادیده گرفت (گرنفسکی و کریج، 2006). تنظیم هیجان شناختی به تمام سبک­های شناختی اطلاق می­شود که هر فردی از آن به منظور افزایش یا کاهش و یا حفظ هیجان خود استفاده می­کند (گراس، 2001).

تنظیم هیجان بوسیله شناخت به طرزی تفکیک ناپذیری با زندگی افراد رابطه دارد، تنظیم هیجان شناختی همراه همیشگی آدمی است که به مدیریت یا تنظیم عواطف و هیجان­ها کمک می­کند و به انسان توان سازگاری بیشتر به خصوص بعد از تجارب هیجانی منفی را می­دهد (موریس، سیلک، استنبرگ، مایرز و رابینسون، 2007). از عواملی که می­تواند به تنظیم هیجان شناختی کمک کند بکارگیری الگوهای معنوی و دینی در زندگی روزمره بشر است که می­تواند احساس امنیت جسمانی، شناختی و هیجانی را فراهم آورد (پکوک و پولاما،1994) و موجب افزایش سازگاری و بهزیستی انسان شود (آمرام، 2007).

دین حقیقتی است که در جنبه­ها و ابعاد گوناگون زندگی انسان حضور جدی و قابل توجهی دارد. تحقیق در باب دین یا دین­پژوهی نیز عرصه­ها و شاخه­های متعددی یافته است. به گونه­ای که رشته­های علمی بسیاری در زمینه­های مختلف معارف بشری تدوین و تکوین پیدا کرده­اند که در این بین می­توان به روان­شناسی دین اشاره کرد. وقتی از مفهوم روان­شناسی دین استفاده می­شود مراد تحقق و بروز و ظهور دین در رفتار بشر است، به سخن دیگر تدین و دینداری مورد نظر است نه چیز دیگر (آذربایجانی و موسوی اصل، 1385).

در دو دهه گذشته روان­شناسی دین و مطالعه موضوعات معنوی به طور فزاینده­ای مورد توجه روان­شناسان قرار گرفته است و در اکثر این مطالعات یک رابطه مثبت بین باورهای دینی و معنویت با سلامت روان افراد یافت شده است، در چند سال اخیر مفهوم جدیدی وارد حوزه روان­شناسی دین شده و آن مفهوم هوش معنوی می­باشد (رجایی، بیاضی و حبیبی پور، 1388). هوش معنوی سازه­های معنویت و هوش را درون یک سازه جدید ترکیب می­کند. هوش معنوی به عنوان زیربنای باورهای فرد نقش اساسی در زمینه­های گوناگون به ویژه ارتقاء و تأمین سلامت روانی دارد (یعقوبی، 1389) و دارای چندین مؤلفه می­باشد که یکی از این مؤلفه­ها به رابطه بین معنویت و حل مسائل و مشکلات یا به عبارت دیگر به رابطه دین و معنویت با مهارت­های حل مسأله اشاره دارد (رجایی و همکاران، 1388). افراد دارای هوش معنوی بالا، افرادی انعطاف­پذیر، دارای درجه بالایی از هوشیاری نسبت به خویشتن و توانمند در رویارویی با مشکلات و دردها و چیره شدن بر آن­ها هستند (هالما و اسرینسیک، 2004). هوش معنوی مجموعه­ای از توانایی­ها، ظرفیت­ها و منابع معنوی می­باشد که کاربرد آن­ها در زندگی روزانه موجب افزایش انطباق­پذیری می­شود (کینگ، 2007). زوهر و مارشال (2000)، معتقدند هوش معنوی زاییده بینشی عمیق در تندباد حوادث روزگار است و شخص را در برابر رویدادها و حوادث تلخ و شیرین زندگی آبدیده می­کند، تا از سختی­های زندگی نهراسد و با صبر و تفکر با آنها مقابله نموده و راه حل­های منطقی و انسانی برای آن­ها بیابد؛ و آن را هوشی می­دانند که به وسیله آن افراد به مشکلات معنایی و ارزشی پرداخته و آن­ها را حل می­کنند. هوش معنوی نوعی از هوش است که با استفاده از آن افراد قادر می­شوند تا فعالیت­ها و زندگی خود را در مسیری عمیق­تر، غنی­تر و معنادارتر هدایت کنند.

در اکثر مطالعات یک رابطه مثبت بین معنویت و باورهای دینی با سلامت روان افراد یافت شده است. دین می­تواند به عنوان یک نظام اجتماعی پیچیده، بر رفتار و بازخوردهای مهم از جمله برنامه­ریزی خانواده، کار، چگونگی تفسیر زندگی روزانه و برداشت از امور مختلف و تنظیم هیجان تأثیر بسزایی داشته باشد. سلیگمن (2000) اظهار می­دارد افرادی که امور مذهبی را به جا می­آورند شادتر از سایر اشخاص هستند به این معنا که از راهبردهای مثبت تنظیم هیجان بیشتر از راهبردهای منفی تنظیم هیجان استفاده می­کنند.

کیم و دیگران (2004) به این نتیجه دست یافتند که عمل به باورهای دینی با هیجانات و عواطف مثبت مانند خوش­خلقی، شادکامی، مهربانی، اعتمادبه­نفس، توجه و آرامش رابطه مثبت دارد. مک­نلتی و دیگران(2004) نشان دادند که دین تأثیر قابل توجهی در سازگاری دارد. عمل به باورهای دینی به معنای به کار بردن دین در جنبه سه­گانه اعتقادات، عبادات و اخلاقیات می­باشد (شاه نظری 1385). منظور از اعتقادات بخشی از شناخت و دانش دینی است. عبادات همان شعائر دینی است و اخلاقیات هم بخشی از تعالیم اسلام است که رفتارهای پسندیده و ناپسند را مشخص می­کند.

این پژوهش بر روی زنان باردار انجام شد به این علت که بارداری یک دوره حاد در زندگی زنان است که در طی آن تغییرات هیجانی، جسمانی و اجتماعی زیادی رخ می­دهد (لارا، لی، لتچیپیا و هاچهوزن، 2008).  حدود %90 از زنان دست کم یک مرتبه در طول زندگی باردار می­شوند؛ بارداری رویدادی است که بسیاری از دیدگاه­های زندگی یک زن را تغییر می­دهد و ظرفیت مهمی است که در سلامتی، خوشبختی و نقش­های اجتماعی یک زن تأثیر می­گذارد (هیوزینک، مولدر، مدینا و بیتکلار، 2004). دوران حاملگی یکی از پر استرس­ترین دوران زندگی زن می­باشد و حتی استرس ناشی از تولد اولین فرزند در جداول استرس روانی- اجتماعی، جزء استرس­های شدید طبقه­بندی می­شود، در این دوران امکان بروز حالت­هایی مانند نوروز، افسردگی، اضطراب، ترس مرضیو اختلال وسواسزیاد است (فروزنده، 1377). و ضرورت تنظیم هیجان شناختی هر چه بیشتر در این دوران اهمیت پیدا می­کند و انجام پژوهش­های بیشتر برای تعیین عوامل مؤثر در کنترل هیجان ضرورت دارد.

حاملگی تجربه جسمی، روانی مهمی است که سبب ایجاد تغییرات زیادی در زنان می­شود که می­تواند زمینه­ساز بروز اضطراب زیادی در زنان گردد (رفیعی، اکبرزاده، اسدی و زارع، 1392). اغلب زنان نسبت به تولد و نگهداری فرزند احساس دوگانه دارند و از زایمان و به دنیا آوردن کودک نابهنجار و از اینکه نتوانند مادر خوبی باشند ترس دارند (هریس، لاوت، اسمیت و رید، 1996). تأثیر فرایندهای روان­شناختی مادر بر رشد و سلامتی جنین بسیار گسترده و فراگیر است، چرا که فضای درون رحمی پیوسته از هیجان­ها و وضعیت روانی مادر تأثیر می­پذیرد (مولاوی، موهدی و بنگر، 2002). در صورتی که زنان در مدت حاملگی دچار استرس هیجانی شدید شوند، کودکان آنها در معرض انواع مشکلات قرار می­گیرند. افسردگی شدید با میزان سقط زودرس، کم وزنی هنگام تولد و بیماری تنفسی نوزاد ارتباط دارد (فروزنده،1377).

رایگان شلمانی، خداکرمی، حسن­زاده خوانساری و اکبرزاده باغبان (1391) در پژوهش خود نقل می­کنند: دوران بارداری، یکی از مهم­ترین مراحل زندگی یک زن است، این دوره اگرچه برای بیشتر زنان، دوره­ای مسرت­بخش تلقی می­شود، اما اغلب، یک دوره پر استرس همراه با تغیرات فیزیولوژیکی و روانی به حساب می­آید (بنت و برون، 2005). در این دوره تغییرات بیوشیمیایی، فیزیولوژیک و آناتومیک زیادی در بدن زن رخ می­دهد (کنینگهام، کننس و هوث، 2005). وضعیت روحی زن در بارداری تحت تاثیر تغییرات هورمونی قرار می­گیرد و برای زنانی که بارداری را یک عمل بیولوژیک کامل­کننده می­دانند، این امر بسیار مسرت­بخش و خشنودکننده است، اما بسیاری از زنان دوره­ای از اضطراب را در این دوران سپری می­نمایند، زیرا طی دوره بارداری، فرد دستخوش بزرگ­ترین تغییرات در شیوه زندگی خود می­شود و باید در تصویر شخصیتی خود دست به تغییر بزند و به حالت مادری درآید (کنینگهام، کننس و هوث، 2010).

با وجود یافته­های فوق، از آنجا که زنان در دوران بارداری تغییرات روانی زیادی را تحمل می­کنند و تأثیرپذیری آنان نسبت به استرس­های متفاوت زندگی در این دوره افزایش می­یابد، این دوران از نظر روانی اهمیت پیدا می­کند و لزوم تنظیم هیجان شناختی کارآمد ضرورت می­یابد. از آنجایی که مفهوم سبک­های تنظیم هیجان شناختی در حال حاضر تازه در عرصه ارائه پژوهش­های روان­شناختی وارد شده است و درباره رابطه آن با هوش معنوی و عمل به باور­های دینی مطالعه­ای انجام نشده، به همین لحاظ، در تحقیق حاضر سعی شده است به بررسی این موضوع پرداخته شود که هوش معنوی و عمل به باورهای دینی با توجه به نقش آن­ها در سازگاری، انطباق پذیری و بهزیستی هر چه بیشتر در زندگی بشر، می­توانند به زنان باردار در تنظیم هیجان شناختی­شان کمک کند؟  آیا هوش معنوی بالاتر، تنظیم هیجان شناختی بهتری را در زنان باردار پیشگویی می­کند؟  آیا رابطه­ای بین هوش معنوی و عمل به باورهای دینی وجود دارد؟ و آیا بین عمل به باورهای دینی و تنظیم هیجان شناختی در زنان باردار رابطه­ای مشاهده خواهد شد؟

 

1-3- ضرورت و اهمیت پژوهش

شیوع بیماری­های غیرواگیر متأثر از صنعتی شدن و سبک زندگی مدرن به سرعت در حال گسترش است که بی­توجهی و عدم برنامه­ریزی جهت کنترل آن می­تواند عواقب غیر قابل جبرانی را به دنبال داشته باشد (حسینی، 2010، و کیولاس، 2010). یکی از مسائل بسیار مهم و ضروری، تشخیص عوامل مؤثر بر بهداشت روانی و تنظیم هیجان است. مذهب یک عامل اصلی در زندگی بسیاری از انسان­ها است و می­توان میزان دینداری و معنویت فرد و تعهد او به آداب و تعالیم دینی و مذهبی را یکی از عوامل بسیار مهم و تأثیرگذار بر تنظیم هیجان و بهداشت روانی او دانست (اسپین­دلا، ویل و بیلو، 2010). در طول تاریخ بشر، دین همواره یکی از دغدغه­های مهم انسان بوده و آدمی هرگز خود را بی­نیاز از آن ندانسته است. در عصر حاضر که بشر پس از فراز و فرودهای بسیار، به مرحله­ای رسیده که ضرورت گرایش به دین و معنویت حاصل از دینداری را برای خود با تمام وجود احساس می­کند، برای رهایی از پریشانی و دستیابی به آرامش و تنظیم هیجان در جستجوی پناهگاهی است.

Garnefski, N. 

Kraaij, V.

Gross, J. J.

Oschner, K. N.  

Morris, A .S.       

Silk, J. S.

Steinberg, L.  

Mayors, S.  

Robinson, L. R.

Peacok, J. R. 

Poloma, M. M.

Amaram, Y.

  Psychology of religion

Halama, P.

 Strizence, M.

King, D.B.

Zohar, D.

 Marshall, I.

Seligman, M.

Kim, Y.M. & Others

Mcnulty, K. & Others

Lara, M.A.

Le, H.N.

Letechipia, G.

Hochhausen, L.

Huizink, A.C.

Mulder, E.

Medina, P.G.

Buitclaar, G. H.

Nevrose

Depression

Anxiety

Phobia

Obssessive-compulsive

Harris, B.

Lovett, L.

Smith, J.

Read G.

Molavi, H.

Movahedi, M.

Bengr, M.

Bennett, R.

  Brown, L.

Cunningham, F.   

Kenneth, J.    

Hauth, C.

Kioulos, K.

Espindula, J.A.

Valle, E.R. 

Bello, A.A.

 

دانلود تعیین رابطه و سهم پیش بینی کنندگی تاثیر هوش معنوی و عمل به باورهای دینی بر تنظیم هیجان شناختی در زنان باردار

دانلود پاورپوینت بررسی خصوصیات ببر به همراه شناخت بیشتر با انواع ببر در جهان


پاورپوینت بررسی خصوصیات ببر به همراه شناخت بیشتر با انواع ببر در جهان

پاورپوینت بررسی خصوصیات ببر به همراه شناخت بیشتر با انواع ببر در جهان

دانلود پاورپوینت بررسی خصوصیات ببر به همراه شناخت بیشتر با انواع ببر در جهان

پاورپوینت بررسی خصوصیات ببر به همراه شناخت بیشتر با انواع ببر در جهان
دسته بندی عمومی
فرمت فایل pptx
حجم فایل 17385 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 39

پاورپوینت بررسی خصوصیات ببر به همراه شناخت بیشتر با انواع ببر در جهان

39 اسلاید در قالب پاورپوینت قابل ویرایش

 

فهرست مطالب :

ببر چه حیوانی است و در چه خانواده ای قرار می گیرد؟

انواع ببر در جهان

ببر مازندران

ببر بنگال

ببر سیبری

ببر تاسمانی

ببر دندان خنجری

در نبرد شیر و ببر چه کسی برنده است؟

رنگ های این حیوان جذاب

غذای اصلی ببر چیست؟

جدول اطلاعات

سرعت ببر ها چقدر است؟

آموزش ببر به چه صورت است؟

ببر معروف ایرانی

ببر های اهلی

سوالات متداول

دانلود پاورپوینت بررسی خصوصیات ببر به همراه شناخت بیشتر با انواع ببر در جهان

دانلود پکیج (پروتکل) شناخت درمانی گروهی به روش مایکل فری


پکیج (پروتکل) شناخت درمانی گروهی به روش مایکل فری

پکیج (پروتکل) شناخت درمانی گروهی به روش مایکل فری در 23 صفحه فارسی در قالب فایل ورد قابل ویرایش

دانلود پکیج (پروتکل) شناخت درمانی گروهی به روش مایکل فری

پروتکل شناخت درمانی گروهی
پکیج شناخت درمانی گروهی
شناخت درمانی گروهی
دانلود پروتکل شناخت درمانی گروهی
خرید پروتکل شناخت درمانی گروهی
جلسات شناخت درمانی گروهی
پروتکل شناخت درمانی گروهی به روش مایکل فری
پکیج شناخت درمانی گروهی به روش مایکل فری
دسته بندی پکیج های درمانی روانشناسی
فرمت فایل doc
حجم فایل 30 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 23

پکیج (پروتکل) شناخت درمانی گروهی به روش مایکل فری در 23 صفحه فارسی در قالب فایل ورد قابل ویرایش

 

ویژگی های فایل:

شامل 12 جلسه درمانی

بصورت آموزش گروهی

23 صفحه ورد قابل ویرایش

با فونت B lotus سایز 14 و فاصله خطوط 1.5

دارای رفرنس معتبر و به شیوه APA

این محصول مناسب برای دانشجویان، اساتید، روانشناسان، کلاسهای آموزشی، کنفرانسها، وبینارها، متخصصین و سایر رشته های مرتبط می‌باشد.


فهرست مطالب:

جلسه ی اول
جلسه ی دوم
جلسه ی سوم
جلسه ی چهارم
جلسه ی پنجم
جلسه ی ششم
جلسه ی هفتم
جلسه ی هشتم
جلسه ی نهم
جلسه ی دهم
جلسه ی یازدهم
جلسه ی دوازدهم
مبانی نظری و تاریخچه درمان شناختی
رویکرد شناختی - رفتاری
تکنیک های شناختی
مراحل دخیل در تشخیص و تغییر باورهای اساسی عمیق
تغییر باورهای اساسی
ارزیابی شواهد
حذف شواهد حمایتی باور های هذیانی
آزمون واقعیت
منبع


نمونه ای از جلسات که در این پروتکل وجود دارد:

جلسه ی اول
1- خوش آمد گویی
2- توضیح قوانین گروه
3- توضیح تعامل فرایندهای فیزیولوژیکی، شناختی و رفتاری
4- آشنایی شرکت کنندگان با مولفه های شناختی واکنش های هیجانی
5- شناسایی افکار سطحی اولیه که بین واقعه و واکنش هیجانی قرار می گیرند و نوشتن آنها در جدول سه ستونی رویداد فعال ساز (A) باورها یا افکار (B)و پیامد و واکنش هیجانی (A)

تکالیف: نوشتن ده مورد از بدترین حوادث زندگی خود با استفاده از توالی A-B-C

جلسه ی دوم
1- یادگیری جنبه های نظریه های شناختی افسردگی، اضطراب و خشم؛
2- آشنایی با افکار خودآیند
3- آشنایی با تحریف های شناختی و شناسایی آنها در تفکر خود
4- شناخت مقاومت های احتمالی در برابر درمان و طراحی راهبردهایی برای مقابله با این مقاومت ها

تکالیف: شناسایی افکار خودآیند و ثبت آنها در برگه ی .A-B-C دسته بندی عقاید و نوشتن بدترین A-B-C ، روزانه.


جلسه ی سوم
آشنا با بنیادهای پیامدهای رفتاری، آموزش ماهیت طرحواره ها (باورهای اصلی، طرحواره ها، نگرش های ناکارآمد) و ارتباط بین طرحواره ها و افکار خودآیند و همچنین شناسایی طرحواره ها با استفاده از روش پیکان عمودی.

تکالیف:
مرور تکالیف جلسه ی دوم، تمرین تزریق فکر، ادامه نوشتن A-B-C های روزانه، نوشتن پیامدهای رفتاری A-B-C
های تکمیل شده و رسم پیکان عمودی برای دو مورد از آنها.

دانلود پکیج (پروتکل) شناخت درمانی گروهی به روش مایکل فری

دانلود پکیج (پروتکل) درمان شناختی-رفتاری هیپوکاندریا یا خود بیمار انگاری (نگرانی بیهوده درباره سلامت خود)


پکیج (پروتکل) درمان شناختی-رفتاری هیپوکاندریا یا خود بیمار انگاری (نگرانی بیهوده درباره سلامت خود)

پکیج (پروتکل) درمان شناختیرفتاری هیپوکاندریا یا خود بیمار انگاری (نگرانی بیهوده درباره سلامت خود) در 65 صفحه فارسی در قالب فایل ورد قابل ویرایش

دانلود پکیج (پروتکل) درمان شناختی-رفتاری هیپوکاندریا یا خود بیمار انگاری (نگرانی بیهوده درباره سلامت خود)

پروتکل درمان شناختی رفتاری هیپوکاندریا یا خود بیمار انگاری
پکیج درمان شناختی رفتاری هیپوکاندریا یا خود بیمار انگاری
درمان شناختی رفتاری هیپوکاندریا یا خود بیمار انگاری
دانلود پروتکل درمان شناختی رفتاری هیپوکاندریا یا خود بیمار انگاری
پروتکل درمان خود بیمار انگاری
پکیج درمان خود بیمار انگاری
درمان شناختی رفتاری خود بیمار انگاری
دسته بندی پکیج های درمانی روانشناسی
فرمت فایل doc
حجم فایل 2104 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 65

پکیج (پروتکل) درمان شناختی-رفتاری هیپوکاندریا یا خود بیمار انگاری (نگرانی بیهوده درباره سلامت خود) در 65 صفحه فارسی در قالب فایل ورد قابل ویرایش

 

ویژگی های فایل:

شامل 13 جلسه درمان و ارزیابی (3 جلسه ارزیابی + 10 جلسه درمانی)

شامل توضیحات کامل درباره بیماری، تشخیص آن، مفهوم، اصول شناخت بیمار، شرح کامل 13 جلسه ارزیابی و درمان، پرسشنامه ها و فرم های مربوطه و منابع

دارای توضیحات کامل هر جلسه

65 صفحه ورد قابل ویرایش

با فونت B Nazanin سایز 14 و فاصله خطوط 1.5

برگرفته از فصل 11 کتاب International Handbook of Cognitive and Behavioural Treatments for Psychological Disorders که به رایگان همراه فایل دریافت می کنید.

دارای رفرنس معتبر و به شیوه APA

این محصول مناسب برای دانشجویان، اساتید، روانشناسان، کلاسهای آموزشی، کنفرانسها، وبینارها، متخصصین و سایر رشته های مرتبط می‌باشد.


فهرست مطالب:

معرفی

مفهوم و تشخیص

طبقه بندی توسط انجمن روانپزشکی آمریکا

طبقه بندی سازمان جهانی بهداشت

تقویت حسگر های عصبی

تکنیک های رفتاری

برنامه های رفتار شناسی ساختاری

درمان تفسیرات فاجعه بار و فرضیه های نامناسب

پروتکل درمان و شرح جلسات ارزیابی و درمان

منابع

ضمیمه ها


بخشی از متن:

معرفی:
یکی از ریشه دار ترین آن ها در توصیف هیپوکاندریا دشواری تفهیم در درمان آن است. اکثر درمانگاه ها هیپوکاندریا را به عنوان یک موضوع تغییر ناپذیر با یک پیش بینی بسیار بد در نظر می گیرند. دلایل مختلف برای توجیه این تصور منفی ارائه شده است  (Barsky,Geringer & Wool, 1988a). در وهله ی اول، هیپوکاندریک ها با مخالفت در برابر مداخله های پزشکی همراه با عوارض ، تشدید علائم یا ارائه ی درخواست های جدید که جایگزین قبلی ها هستند، واکنش نشان می دهند. در وهله ی دوم ، آن ها از آن جا که معتقدند مشکلشان منحصرا فیزیکی است، به خوبی یک مقاومت روانی نشان می دهند. در نهایت، آن ها بیمارانی هستند که از یک سو به صورت وابسته به پزشکان خود ظاهر شده و از سویی دیگر خصمانه و با تمایل پیشنهاد کمک از آن ها را رد می کنند که به ناچار مانع برقراری یک پیوستگی درمانی مناسب است. به هر حال، حتی تشخیص هیپوکاندریا یک مشکل باالقوه در درمان است. ما نباید فراموش کنیم که سردی و بی علاقگی بعضی متخصصان سلامت در این اختلال در باور به این موضوع است که هیپوکاندریک ها بیماران غیر قابل درمان هستند . به عنوان مثال هر روشی که برای بهبود شرایط آن ها تلاش کند به شکست می انجامد. با وجود "باورسیاه" که برای سال ها با درمان هیپوکاندریا همراه بوده است، خوشبختانه ما امروزه یک استقبال افزایش یافته در مطالعه ی این اختلال و تمام جنبه های آن به ویژه درمانی نشان می دهیم. این " نتیجه ی جدید " یک محصول از مدل های علمی – تئوری گونه است که معالج را در استراتژی های طراحی شده امیدوار می کند. با توجه به این ملاحظات و تمرکز بر نکات این مطالعه ی موجود ، ما از طریق متناسب ترین همکاری ها در تفهیم و درمان هیپوکاندریا که در سال های اخیراتفاق افتاده ، تلاش می کنیم.
( مفهوم و تشخیص)
مفهوم کنونی هیپوکاندریا به عنوان "  نگرانی بیش از حد درباره ی سلامتی خود " است که یک نتیجه از یک مفهوم تاریخی است که به زمان پزشکی باستان بر می گردد. در واقع، هیپوکاندریا از بیش از 2 هزار سال پیش ، لفظی قابل تشخیص بوده است. این به این معنی است که چیز های زیادی در طول عمر در خود جای داده است. در واقع، Kellner (1986) به درستی اشاره می کند " تاریخچه ی هیپوکاندریا بیشتر از تاریخچه ی یک اصطلاح نسبی تر از آن مثل سندروم یا اختلال است. اگر ما فقط به مفهوم هیپوکاندریا در حال حاضر توجه کنیم به نظر می رسد لازم است به بیان تعاریف فرموله شده با 2 سیستم نشانه شناسی در حوزه های بالینی اشاره شود: ویرایش چهارم از کتاب راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی
 (APA, 1994)  و اصلاح دهم از طبقه بندی بین المللی بیماری ها (WHO, 1992).


طبقه بندی توسط انجمن روانپزشکی آمریکا
DSM-IV (APA, 1994) هیپوکاندریا را در یک طبقه ی کلی از اختلالات حالت جسمانی قرار می دهد که ویژگی رایج که این گروه از اختلالات را مشخص می کند" حضور علائم فیزیکی است که یک شرایط کلی پزشکی می خواهد" و به طور کامل با یک وضعیت پزشکی کلی ، با اثرات مستقیم از یک ماده روانگردان یا با هر اختلال ذهنی دیگری ( مانند اختلال استرس و اضطراب )، شرح داده نمی شود. علائم باید موجب درمان چشمگیر اختلالات یا معضلات جامعه، اشتغال یا سایر موارد عملکردی باشد. طبق پیشنهاد Clark, Watson & Reynolds (1995)  تعریف ارائه شده توسط DSM-IV از اختلالات جسمانی شامل اختلالاتی مانند هیپوکاندریا یا اختلالات بدنی نمی شود. پس مشخصه ی اصلی آن ها هیچ نشانه ی فیزیکی ای ندارد. به همین دلیل ، Clark (1995) نشان داد از جمله احساسات اشتباه افراد درباره ی خود در مورد نشانه های جسمی و ویزگی های ظاهری در اختلالات عصبی است. نمود تعریف اصلی هیپوکاندریا ، طبق تعریف DSM-IV ، ترس  و یا باور به این است که کسی که از بیماری جدی رنج می برد در بیان نادرست نشانه های ظاهری ریشه دارد. این ترس یا سرزنش ، یک ویژگی هذیانی ندارد و محدود به جنبه ی فیزیکی هم نیست. ادامه دارد...

 

نمونه ای از جلسات که در این پروتکل وجود دارد:

پروتکل درمان:
این بخش به طور مختصری از برنامه ی درمانی می گوید که ما از طرح پیشنهادی
Salkovskis and Warwick (Salkovskis, 1989, 1991; Salkovskis & Warwick, 1986; Warwick, 1989; Warwick & Salkovskis, 1989, 1990)
ساخته بودیم.
پروتکل ما در حال حاضر شامل 2 مرحله است، اولی با ارزیابی مشکل در ارتباط است و دومی شامل هسته ای از درمان بخوردار است.

مرحله ی ارزیابی:
فرآیند ارزیابی در 3 جلسه انجام می شود. به طور کلی پیشنهادات خارجی ( جدول 2 ) را دنبال می کند. دو جلسه ی اول برای تقویت آگاهی از مشکل با استفاده از اطلاعات کلامی که از بیمار گرفته می شود انجام می شود.
این اطلاعات می تواند با استفاده از یادآوری بالینی و یک پرسشنامه ی بیوگرافی که دیدگاه کامل تری از وضعیت زندگی بیمار می دهد تکمیل شود.

موضوعات جلسه ی 1 و 2 :
1. کشف گرایش بیمار نسبت به درمان روانشناسی
2. تاکتیک هایی برای ایجاد همکاری در بیمار
3. شرح مختصری از مشکل
4. شروع و دنبال کردن مسیر مشکل
5. شرح تفصیلی از مشکل
ادامه دارد .....

 

فاز درمان
درمان تلاش برای دستیابی با اهداف زیر است(Warwick, 1989; Warwick & Salkovskis, 1990):
1.    تشخیص فرضیه های نامناسب در مورد نشانه های جسمانی، بیماری و رفتار های سلامتی و جایگزین کردن آن ها با رفتار های منطبق تر
2.    مدیریت برای نشان دادن علائم جسمانی غیر آسیب شناسانه به علل خوشخیم با احتمال بالاتری از وقوع
3.    سرکوب رفتار های مشکوک مرتبط با حفظ تمایل بیش از حد به سلامتی.
برنامه ی درمانی طراحی شده که در طی 10 جلسه اعمال شد، هریک حدود یک ساعت ( به جز اولی که کمی طولانی تر بود ) برای دوره یک هفته ای طول کشید. جلسات به 3 شکل مختلف تشکیل شد: فاز اول ، گسترش مدل و ایجاد سازگار ی ( جلسات 1 و2 )، فاز دوم، استراتژی های معالجه ( جلسات 3،4،5،6،7،8،) و فاز سوم، پیشگیری از عود کردن  ( جلسات 9 و 10 ). توصیه شده که استراتژی های درمان متنوعی اعمال شود که برنامه با قوانین کلی ارائه شده در جدول 3-11 تهیه شود.


فرموله بندی مدل و ایجاد سازگاری ( مصالحه )
 برنامه ی جلسه اول:
1. معرفی این فرضیه که بیمار براین باور است مشکل را توضیح دهد. ( اختلال جسمانی)
2. پیشنهاد یک فرضیه جایگزین جدید ( مشکل اضطراب ) توضیح به بیماری درباره ی :
a. اضطراب چیست؟
b. اهمیت پذیرش اضطراب
c. راه های نشان دادن اضطراب
d. ارتباط بین تفکرات، احساس و رفتار ها
e. ارائه ی مدل رفتار شناسی Warwick and Salkovskis از هیپوکاندریا با استفاده از مثال " فوبیای قلبی"
f. توضیح یک مدل مشابه با مورد بیمار
3. تکلیف خانه

شرح جلسه:

1- معرفی فرضیه که بیمار باور دارد مشکلش را  توضیح دهد ( اختلال ارگانیک ). جلسه با یک سنتز از اطلاعات بیمار در رخداد های قبلی آغاز می شود ( مثلا از علائم و نشانه های او، چیزی که راجع به آن ها فکر می کند، شیوه ای که او در آن تأثیر می پذیرد ) تأکید می کند بر حقایقی که به عنوان مدارکی از وجود یک بیماری فیزیکی جدی اند.
 
2- پیشنهاد یک فرضیه جایگزین جدید ( مشکل اضطراب )، ممکن است یک فرضیه جایگزین جدید معرفی شود که بیمار ببیند که حقایقی وجود دارد که با بیماری ای که او ادعا می کند منطبق نیست. به منظور انجام این کار، حقیقت این است که پزشک هیچ بیماری ای را پیدا نکرده و معاینات و آزمایشات پزشکی وجود یک مشکل فیزیکی مشخص را نشان نداده اند.
پس در برخورد با فرضیه اولیه که بیمار آن را حفظ کرده است ( که او به شدت بیمار است )معالج پیشنهاد می کند که امکان حل مشکل از دیدگاه های مختلف قابل حل است به این معنا که یک مشکل اضطراب وجود دارد. برای کمک به درک بیمار این پیشنهاد جدید مفاهیم مقدماتی کلی را مورد بحث قرار داده  و با مثال های مختلفی تشریح می شود که می توان انتزاعی و یا از تجربه ی روزامه ی شخصی به دست آید. قسمت آموزشی این جلسه با هدف بیان موارد زیر است:
a. اضطراب چیست؟ اضطراب با عنوان یک احساس توصیف می شود که همه ی مردم آن را تجربه کرده و شامل کارهایی است که به عنوان یک مکانیزم هشدار دهنده زمانی که ما در وضعیتی تهدید کننده قرار داریم،فعال کننده است.


b. اهمیت پذیرش اضطراب: این تأکید دارد که این واکنش یک اهمیت انطباقی دارد زیرا به افراد اجازه می دهدتا ابزار لازم را در معرض خطر قرار داده یا از آن فرار کنند. با این حال اضطراب ممکن است در برخی موارد مشکل ساز باشد مانند هنگامی که در شرایط امن فعال شود.


c. راه هایی که در آن اضطراب نشان داده شده است. اضطراب در 3 سطح بیان می شود:
فیزیولوژیکی، شناختی و رفتاری . با توجه به اولی، توضیح داده شده است که هنگامی که فرد یک سطح بالایی از اضطراب را تجربه می کند یک مجموعه از تغییرات در بدن رخ می دهد. این به دلیل افزایش تحریک فیزیولوژیکی سیستم عصبی آناتومی است که بخشی از سیستم عصبی است که بسیاری از اندام های داخلی ما را کنترل می کند( مانند سیستم های قلبی عروقی و دستگاه گوارش ) به همین دلیل است که وقتی فرد احساس اضطراب می کند. یک سری از علائم مانند افزایش ضربا قلب ، سختی تنفس، احساس سرگیجه، تنش عضلانی، افزایش تعریق و ... رخ می دهد. همه ی این احساسات در ارتباط با تحریک فیزیولوژیکی باعث ناراحتی می شوند ( اما برای سلامتی فرد خطرناک نیستند. تا آن جا که سطح شناختی مطرح است، توضیح داده می شود که روشی که در آن ما به یک وضعیت خاص واکنش نشان می دهیم به طور عمده به نحوی است که ما تفسیر می کنیم یعنی آنچه که در مورد آن فکر می کنیم. برای تشریح تأثیر افکار مثال زیر وجود دارد:ما به شیوه ای که به یک نظر توهین آمیزکه آن را به عنوان خصومت عمدی برداشت می کنیم  واکنش نشان می دهیم ، اگر آن را نتیجه ی روز بدی که بر هم صحبتمان گذشته آن نوع واکنش را نشان نمی دهیم.
در نهایت، اشاره شده است که اضطراب می تواند در یک سطح رفتاری نشان دهنده ی شرایطی که قبلا باعث اضطراب ما شده و پرهیز کرده ایم  و یا پیش بینی حالات احساسی ( رفتار اجتنابی)  یا رها کردن وضعیتی که در آمن شروع به اضطراب کرده ایم باشد ( رفتار افراد).


d. ارتباط بین تفکر ، احساس و رفتار. این رابطه می تواند با استفاده از یک مثال در راستای    Beck et al. (1979, pp. 138-139)تشریح شود. در این مثال از بیمار دعوت شد تا خود را نیمه شب تنها در خانه تصور کند  درحالیکه یک صدای بلند از اتاق دیگر می شنود. با استفاده از یک سری سوال  ( به عنوان مثال چه احساس می کنید وقتی به ان فکر می کنید؟ چه اتفاقی انجام می دهید؟ ) او میخواهد ببیند که اگر او فکر می کرد در آن " یک سرقت از خانه بود"می تواند مضطرب شود و دست به انجام کاری بزند تا خطر به حداقل برسد ( مخی کردن خود  یا خبر کردن پلیس) . به هر حال اگر او فکر می کرد " پنجره باز است و باد سروصدا می کند" او احساس آرام  و متفاوتی را تجربه می کرد و به سادگی میخواست پنجره را ببندد. برای نشان دادن رابطه ی بین افکار، احساسات و رفتار ممکن است مفید باشد که از بعضی از موارد نگرانی درباره ی سلامتی ثبت شده توسط بیمار در دفتر یادداشت روزانه استفاده شود. به همین ترتیب، در ارتباط با علائم جسمانی ، اطلاعاتی درباره ی نحوه ی تأثیر عوامل خاص بر ظاهر و تشدید علائم و احساسات جسمانی داده شده است. برای نشان دادن این مورد، مثال هایی مانند توجه به افزایش ضربان قلب یا رنج بردن از اسهال زمانی که به ما حس عصبی دست می دهد یا بدتر شدن فرآیند التیام زخم اگر به طور مداوم آن را لمس کنیم وجود دارد.


e. ارائه ی مدل رفتار شناسی از هیپوکاندریا Warwick and Slakonskis. ( توسعه و مکانیزم هایی که مشکل را حفظ می کنند با استفاده از مدل  " فوبیای قلبی" شرح زیر می تواند مورد استفاده قرار گیرد. به عنوان مثالی از یک نمونه ی معمول  " فوبیای قلبی"( modified from Warwick & Salkovskis, 1989):
" از زمان مرگ پدرش از یک تومور مغزی 15 ساله ، مرد شروع به به باور کرد " نشانه های جسمانی همیشه علت وجود بیماری اند زیرا اگر اینطور نبود ، آنها وجود نداشتند." اخیرا و از زمان مرگ ناگهانی یک دوست نزدیک به دلیل حمله ی قلبی ، او شروع به تمرکز بر احساسات بدنی خود کرده است مانند افزایش ضربان قلب که تا آن لحظه متوجه آن نبود. این واقعیت اعتقاد او و مجموعه ای از ایده های مرتبط با نشانه ها یش او را فعال کرد. بنابر این شروع کرد به احساسات منفی به عنوان مثال " من ممکن است یک بیماری قلبی داشته باشم"، " من ممکن است حمله ی قلبی داشته باشم"، " هیچ راه حلی نیست"، " من خواهم مرد" و ... و همچنین تصاویر ناخوشایند مانند دیدن خود در یک تابوت با خانواده اش که در اطراف وی گریه می کنند. همه ی این ها باعث اضطرابی بزرگ و نگرانی درباره ی سلامتی اش می شود. و به طور مداوم علائم را در قفسه ی سینه اش، فرکانس تپش قلبش توجه می کرد. سینه ها و دست در بازوی چپش زمانیکه به ماهیچه هایش می آمد بررسی می کرد و از همسرش می خواست تا او را دلداری دهد و هر هفته به دکتر برود با وجود این واقعیت که او در بسیاری از موارد مطمئن بود که قلب او کاملا خوب عمل می کند"
از داستان گفته شده و سوالاتی که از بیمار پرسیده شد می توان این اطلاعات را تولید کرد ( به عنوان مثال، در این مورد چه فکری می کنید؟ فکر می کنید مرگ دوستش چقدر مهم بوده است؟ رفتار بیمار چه تأثیری بر نگرانی هایش در مورد علائم دارد؟ شما فکر می کنیدعلت مشکل کجاست؟ یک طرح تفسیری از توالی گسترش و عوامل ادامه دهنده ی اختلال قلبی به وجود امده است.


f. طراحی یک مدل مشابه با نمونه ی بیمار. توضیحات قبلی بیمار را در موقعیت خوبی قرار می دهد تا آنالیز پرونده ی خود را بپذیرد در شرایطی مشابه با کسانی که وجود دارند. برای انجام این کار، نمودار های توضیحی ایجاد می شوند که شامل اطلاعات مربوط جمع آوری شده در طی ارزیابی اند ، همیشه سعی می شود تا بیمار فعال شود. در مواردی که بیمار هیچ باوری به جایگزینی پیشنهاد ندارد، اگر او تا به حال حتی یک درصد شک داشته باشد که باور او به رنج بردن از یک بیماری خاص ممکن است اشتباه باشد.معالج اشاره میکند به  اینکه آیا تا به حال فکر کرده است حتی برای یک نمونه معالجه که نشانه ها ممکن است به شیوه ای غیر از یک بیماری جدی تشریح شوند.


3- تکلیف خانه . بیمار تصاویر جذابی در طی جلسه گرفته است و برای تکلیف خانه از او خواسته می شود در باره ی آن ها فکر کند و لیستی از ایده ها درباره ی اینکه با کدام موافق است و با کدام مخالف و در مورد کدام دچار شک و تردید است و یا میخواهد بحث کند تهیه کند. یک جنبه ی حیاتی در طول فرآیند درمان، تمایل بیمار هیپوکاندریک به انتخابی بودن توجه به اطلاعاتی است که منطبق بر باورهای وی از بیماری است که باید مورد توجه قرار بگیرد. از این جهت و برای حفظ بازخورد ثابت، توصیه می شود از بیمار خواسته شود که سوالات اصلی مطرح شده در جلسه  و همچنین ایده هایی که راجع به آن ها فکر میکند را خلاصه کند.

1-     معرفی فرضیه که بیمار باور دارد مشکلش را  توضیح دهد ( اختلال ارگانیک ) . جلسه با یک سنتز از اطلاعات بیمار در رخداد های قبلی آغاز می شود ( مثلا از علائم و نشانه های او، چیزی که راجع به آن ها فکر می کند، شیوه ای که او در آن تأثیر می پذیرد ) تأکید می کند بر حقایقی که به عنوان مدارکی از وجود یک بیماری فیزیکی جدی اند. 

 

2-     پیشنهاد یک فرضیه جایگزین جدید ( مشکل اضطراب )، ممکن است یک فرضیه جایگزین جدید معرفی شود که بیمار ببیند که حقایقی وجود دارد که با بیماری ای که او ادعا می کند منطبق نیست. به منظور انجام این کار، حقیقت این است که پزشک هیچ بیماری ای را پیدا نکرده و معاینات و آزمایشات پزشکی وجود یک مشکل فیزیکی مشخص را نشان نداده اند. 

پس در برخورد با فرضیه اولیه که بیمار آن را حفظ کرده است ( که او به شدت بیمار است )معالج پیشنهاد می کند که امکان حل مشکل از دیدگاه های مختلف قابل حل است به این معنا که یک مشکل اضطراب وجود دارد. برای کمک به درک بیمار این پیشنهاد جدید مفاهیم مقدماتی کلی را مورد بحث قرار داده  و با مثال های مختلفی تشریح می شود که می توان انتزاعی و یا از تجربه ی روزامه ی شخصی به دست آید. قسمت آموزشی این جلسه با هدف بیان موارد زیر است:

a.      اضطراب چیست؟ اضطراب با عنوان یک احساس توصیف می شود که همه ی مردم آن را تجربه کرده و شامل کارهایی است که به عنوان یک مکانیزم هشدار دهنده زمانی که ما در وضعیتی تهدید کننده قرار داریم،فعال کننده است. 

b.     اهمیت پذیرش اضطراب : این تأکید دارد که این واکنش یک اهمیت انطباقی دارد زیرا به افراد اجازه می دهدتا ابزار لازم را در معرض خطر قرار داده یا از آن فرار کنند. با این حال اضطراب ممکن است در برخی موارد مشکل ساز باشد مانند هنگامی که در شرایط امن فعال شود. 

c.     راه هایی که در آن اضطراب نشان داده شده است. اضطراب در 3 سطح بیان می شود:

فیزیولوژیکی، شناختی و رفتاری . با توجه به اولی، توضیح داده شده است که هنگامی که فرد یک سطح بالایی از اضطراب را تجربه می کند یک مجموعه از تغییرات در بدن رخ می دهد. این به دلیل افزایش تحریک فیزیولوژیکی سیستم عصبی آناتومی است که بخشی از سیستم عصبی است که بسیاری از اندام های داخلی ما را کنترل می کند( مانند سیستم های قلبی عروقی و دستگاه گوارش ) به همین دلیل است که وقتی فرد احساس اضطراب می کند. یک سری از علائم مانند افزایش ضربا قلب ، سختی تنفس، احساس سرگیجه، تنش عضلانی، افزایش تعریق و ... رخ می دهد. همه ی این احساسات در ارتباط با تحریک فیزیولوژیکی باعث ناراحتی می شوند ( اما برای سلامتی فرد خطرناک نیستند. تا آن جا که سطح شناختی مطرح است، توضیح داده می شود که روشی که در آن ما به یک وضعیت خاص واکنش نشان می دهیم به طور عمده به نحوی است که ما تفسیر می کنیم یعنی آنچه که در مورد آن فکر می کنیم. برای تشریح تأثیر افکار مثال زیر وجود دارد:ما به شیوه ای که به یک نظر توهین آمیزکه آن را به عنوان خصومت عمدی برداشت می کنیم  واکنش نشان می دهیم ، اگر آن را نتیجه ی روز بدی که بر هم صحبتمان گذشته آن نوع واکنش را نشان نمی دهیم.

در نهایت، اشاره شده است که اضطراب می تواند در یک سطح رفتاری نشان دهنده ی شرایطی که قبلا باعث اضطراب ما شده و پرهیز کرده ایم  و یا پیش بینی حالات احساسی ( رفتار اجتنابی)  یا رها کردن وضعیتی که در آمن شروع به اضطراب کرده ایم باشد ( رفتار افراد).

d.    ارتباط بین تفکر ، احساس و رفتار. این رابطه می تواند با استفاده از یک مثال در راستای    Beck et al. (1979, pp. 138-139)تشریح شود. در این مثال از بیمار دعوت شد تا خود را نیمه شب تنها در خانه تصور کند  درحالیکه یک صدای بلند از اتاق دیگر می شنود. با استفاده از یک سری سوال  ( به عنوان مثال چه احساس می کنید وقتی به ان فکر می کنید؟ چه اتفاقی انجام می دهید؟ ) او میخواهد ببیند که اگر او فکر می کرد در آن " یک سرقت از خانه بود"می تواند مضطرب شود و دست به انجام کاری بزند تا خطر به حداقل برسد ( مخی کردن خود  یا خبر کردن پلیس) . به هر حال اگر او فکر می کرد " پنجره باز است و باد سروصدا می کند" او احساس آرام  و متفاوتی را تجربه می کرد و به سادگی میخواست پنجره را ببندد. برای نشان دادن رابطه ی بین افکار، احساسات و رفتار ممکن است مفید باشد که از بعضی از موارد نگرانی درباره ی سلامتی ثبت شده توسط بیمار در دفتر یادداشت روزانه استفاده شود. به همین ترتیب، در ارتباط با علائم جسمانی ، اطلاعاتی درباره ی نحوه ی تأثیر عوامل خاص بر ظاهر و تشدید علائم و احساسات جسمانی داده شده است. برای نشان دادن این مورد، مثال هایی مانند توجه به افزایش ضربان قلب یا رنج بردن از اسهال زمانی که به ما حس عصبی دست می دهد یا بدتر شدن فرآیند التیام زخم اگر به طور مداوم آن را لمس کنیم وجود دارد.

e.     ارائه ی مدل رفتار شناسی از هیپوکاندریا Warwick and Slakonskis. ( توسعه و مکانیزم هایی که مشکل را حفظ می کنند با استفاده از مدل  " فوبیای قلبی" شرح زیر می تواند مورد استفاده قرار گیرد. به عنوان مثالی از یک نمونه ی معمول  " فوبیای قلبی"( modified from Warwick & Salkovskis, 1989):

" از زمان مرگ پدرش از یک تومور مغزی 15 ساله ، مرد شروع به به باور کرد " نشانه های جسمانی همیشه علت وجود بیماری اند زیرا اگر اینطور نبود ، آنها وجود نداشتند." اخیرا و از زمان مرگ ناگهانی یک دوست نزدیک به دلیل حمله ی قلبی ، او شروع به تمرکز بر احساسات بدنی خود کرده است مانند افزایش ضربان قلب که تا آن لحظه متوجه آن نبود. این واقعیت اعتقاد او و مجموعه ای از ایده های مرتبط با نشانه ها یش او را فعال کرد. بنابر این شروع کرد به احساسات منفی به عنوان مثال " من ممکن است یک بیماری قلبی داشته باشم"، " من ممکن است حمله ی قلبی داشته باشم"، " هیچ راه حلی نیست"، " من خواهم مرد" و ... و همچنین تصاویر ناخوشایند مانند دیدن خود در یک تابوت با خانواده اش که در اطراف وی گریه می کنند. همه ی این ها باعث اضطرابی بزرگ و نگرانی درباره ی سلامتی اش می شود. و به طور مداوم علائم را در قفسه ی سینه اش، فرکانس تپش قلبش توجه می کرد. سینه ها و دست در بازوی چپش زمانیکه به ماهیچه هایش می آمد بررسی می کرد و از همسرش می خواست تا او را دلداری دهد و هر هفته به دکتر برود با وجود این واقعیت که او در بسیاری از موارد مطمئن بود که قلب او کاملا خوب عمل می کند"

از داستان گفته شده و سوالاتی که از بیمار پرسیده شد می توان این اطلاعات را تولید کرد ( به عنوان مثال، در این مورد چه فکری می کنید؟ فکر می کنید مرگ دوستش چقدر مهم بوده است؟ رفتار بیمار چه تأثیری بر نگرانی هایش در مورد علائم دارد؟ شما فکر می کنیدعلت مشکل کجاست؟ یک طرح تفسیری از توالی گسترش و عوامل ادامه دهنده ی اختلال قلبی به وجود امده است.

f.      طراحی یک مدل مشابه با نمونه ی بیمار. توضیحات قبلی بیمار را در موقعیت خوبی قرار می دهد تا آنالیز پرونده ی خود را بپذیرد در شرایطی مشابه با کسانی که وجود دارند. برای انجام این کار، نمودار های توضیحی ایجاد می شوند که شامل اطلاعات مربوط جمع آوری شده در طی ارزیابی اند ، همیشه سعی می شود تا بیمار فعال شود. در مواردی که بیمار هیچ باوری به جایگزینی پیشنهاد ندارد، اگر او تا به حال حتی یک درصد شک داشته باشد که باور او به رنج بردن از یک بیماری خاص ممکن است اشتباه باشد.معالج اشاره میکند به  اینکه آیا تا به حال فکر کرده است حتی برای یک نمونه معالجه که نشانه ها ممکن است به شیوه ای غیر از یک بیماری جدی تشریح شوند.

3-    تکلیف خانه . بیمار تصاویر جذابی در طی جلسه گرفته است و برای تکلیف خانه از او خواسته می شود در باره ی آن ها فکر کند و لیستی از ایده ها درباره ی اینکه با کدام موافق است و با کدام مخالف و در مورد کدام دچار شک و تردید است و یا میخواهد بحث کند تهیه کند. یک جنبه ی حیاتی در طول فرآیند درمان، تمایل بیمار هیپوکاندریک به انتخابی بودن توجه به اطلاعاتی است که منطبق بر باورهای وی از بیماری است که باید مورد توجه قرار بگیرد. از این جهت و برای حفظ بازخورد ثابت، توصیه می شود از بیمار خواسته شود که سوالات اصلی مطرح شده در جلسه  و همچنین ایده هایی که راجع به آن ها فکر میکند را خلاصه کند.

دانلود پکیج (پروتکل) درمان شناختی-رفتاری هیپوکاندریا یا خود بیمار انگاری (نگرانی بیهوده درباره سلامت خود)

دانلود پکیج (پروتکل) درمان شناختی-رفتاری (CBT)


پکیج (پروتکل) درمان شناختی-رفتاری (CBT)

پکیج (پروتکل) درمان شناختیرفتاری (CBT) در 74 صفحه فارسی در قالب فایل ورد قابل ویرایش

دانلود پکیج (پروتکل) درمان شناختی-رفتاری (CBT)

پروتکل درمان شناختیرفتاری (CBT)
پکیج درمان شناختیرفتاری (CBT)
درمان شناختیرفتاری (CBT)
دانلود پروتکل درمان شناختیرفتاری (CBT)
خرید پروتکل درمان شناختیرفتاری (CBT)
جلسات درمان شناختیرفتاری (CBT)
پروتکل درمان شناختی رفتاری افسردگی
تکنیک های درمان اضطراب
دسته بندی پکیج های درمانی روانشناسی
فرمت فایل doc
حجم فایل 252 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 74

پکیج (پروتکل) درمان شناختی-رفتاری (CBT) در 74 صفحه فارسی در قالب فایل ورد قابل ویرایش

 

ویژگی های فایل:

شامل 9 جلسه درمانی

بصورت آموزش گروهی

74 صفحه ورد قابل ویرایش

با فونت B lotus سایز 14 و فاصله خطوط 1.5

دارای رفرنس معتبر و به شیوه APA

این محصول مناسب برای دانشجویان، اساتید، روانشناسان، کلاسهای آموزشی، کنفرانسها، وبینارها، متخصصین و سایر رشته های مرتبط می‌باشد.


فهرست مطالب:

جلسه های مداخله
جلسه اول: آشنایی
جلسه دوم: افکار، احساسات، رفتار
توضیح و شرح تکنیک های جلسه
چگونه افکار، احساس ها را به وجود می آورند؟
نمونه کاربرگ درمانگر برای اجرای تکنیک (ارتباط افکار، احساس و رفتار و بازسازی افکار)
تفاوت افکار، احساسات و رفتار
خطاهای شناختی
انواع خطاهای شناختی (اشتباهات تفکر)
روش های تشخیص افکار منفی خودآیند در جلسه درمان
تکلیف روزانه
جلسه سوم: بازسازی افکار
شرح و توضیح تکنیک بازسازی افکار (شناخت)
جلسه چهارم: نشانه ها و زنجیره ها
شرح و توضیح تکنیک جلسه درمان
روش های ایجاد رفتارهای تازه
روش زنجیره سازی رفتار
جلسه پنجم: جرات ورزی
شرح و توضیح جرات مندی
تعریف جرأت ورزی
انواع رفتار جرأت مندانه
هدف های جرأت ورزی
مزایای رفتار جرأتمندانه
پیامدهای منفی نداشتن جرأت
عوامل دوری از رفتار جرأتمندانه
راهکارهایی برای ابراز جرأت مندی
جلسه ششم : تکانشگری، خودکنترلی و بالا بردن خلق
راهکار برای خودکنترلی
راهبردهای شناختی مثبت تنظیم خلق
کاربرگ فعالیت های خوشایند
جلسه هفتم : مدیریت استرس و حل مسئله
انواع رفتارهای مقابله‌ای
رفتارهای مسئله مدار
رفتارهای هیجان مدار
آرامش آموزی به روش جاکوبسن
جلسه هشتم : عزت نفس
راهکارهای افزایش عزت نفس
جلسه نهم : پیشگیری از عود
مبانی نظری و پیشینه پژوهش درمان شناختی رفتاری
درمان شناختی رفتاری
هدف درمان شناختی- رفتاری
ویژگی های اصلی درمان شناختی-رفتاری
اصول درمان شناختی رفتاری
انواع درمان شناختی رفتاری
مولفه‌های درمان شناختی رفتاری
کاربردهای درمان شناختی رفتاری
مفاهیم اصلی رویکرد شناختی رفتاری
قانون بندی ها
رابطه شناخت با هیجانات
نظریه ساختار شخصیتی
آسیب شناسی روانی
اجزاء مداخله شناختی رفتاری
تکنیکهای درمان در نظریه شناختی
سنجش در مداخله شناختی رفتاری
سوابق پژوهش
منابع


نمونه ای از جلسات که در این پروتکل وجود دارد:

جلسه های مداخله
روان درمانی گروهی شناختی-رفتاری مشتمل بر 9 جلسه درمانی (هر جلسه 90-60 دقیقه) می باشد. محتوای جلسه¬ها بر مبنای رویکرد شناختی-رفتاری، در چارچوب طرح درمانی ویلدرموت (2008) در 9 جلسه طراحی گردیده است. در هر جلسه، ابتدا هدف از تشکیل جلسه، سپس موضوعات مربوط به آن جلسه، مطرح می شود و اعضای گروه، با بحث و تبادل نظر به بررسی مطالب می پردازند. در پایان هر جلسه، مطالب جمع بندی شده و تکلیفی برای جلسه ی بعد به صورت تایپ شده ارائه می شود.

جلسه اول: آشنایی
1- معرفی: شرکت کنندگان خود را معرفی کرده و می گویند چرا تصمیم به شرکت در جلسات گروهی شناختی-رفتاری گرفته اند.
2- ارائه اطلاعات پایه ای در مورد روان درمانی شناختی-رفتاری
3- بیان علت برگزاری این جلسات و هدف گروه درمانی شناختی-رفتاری
4- بیان و شرح اصول رازداری و دادن اطمینان خاطر به مراجعان که اطلاعاتشان کاملا محرمانه است
5- بیان قوانین و اصول جلسات درمان
6- انجام تکلیف به صورت تمرینی برای آشنایی بیشتر اعضای گروه برای انجام تکالیف
7- گرفتن پیش آزمون


جلسه دوم: افکار، احساسات، رفتار
1- توضیح درباره ی ارتباط افکار، احساس و رفتار
2- بیان تفاوت افکار، احساسات و رفتار
3- توضیح در مورد سبک های ناکارامد تفکر
4- بیان خطاهای شناختی معمول
5- توزیع کاربرگ بازسازی افکار

توضیح و شرح تکنیک های جلسه:
چگونه افکار، احساس ها را به وجود می آورند؟
فرض اساسی بنیادین در درمان شناختی رفتاری این است که تفسیر فرد از یک رو یداد، شیوه رفتار و نوع احساس وی را تعیین می کند. نکته اساسی: (1) افکار و احساس ها پدیده های متمایزی هستند. (2) افکار هر فرد احساس ها و رفتارهای وی را به جود می آورند.

نمونه کاربرگ درمانگر برای اجرای تکنیک (ارتباط افکار، احساس و رفتار و بازسازی افکار)
من فکر میکنم………… بنابراین احساس میکنم………..
چقدر احساس غمگینی می کنید تا چه اندازه به این فکر معتقدید؟ شدت احساسهایتان را از ۰ % تا ۱۰۰ % درجه بندی کنید، به این صورت که ۰ % یعنی به هیچ وجه این احساسها را نداشتن، ۱۰۰ % یعنی این احساسها را به شدیدترین حالت ممکن داشتن”. درجه بندی باور و افکارتان هم همینطور است: ۰ % یعنی به آن فکر به هیچ وجه معتقد نیستید، ۱۰۰ % یعنی به طور کامل به آن فکر معتقدید.
ادامه دارد...

دانلود پکیج (پروتکل) درمان شناختی-رفتاری (CBT)